بررسی بررسی سریال

بررسی Rick and Morty Season 3 Episode 5 : ریک و جری

نوشته شده توسط امیر محسنی
[این مقاله شامل spoiler برای Rick and Morty Season 3 Episode 4; Vindicators 5: The Whirly Dirly Conspiracy می‌باشد]

تا جایی که از Rick and Morty بر می‌آید، اپیزود‌های جری و بث معمولا اپیزود‌های خیلی هیجان انگیزی نیستند. تا الان بروز نهایتا یکی دو مشکل خانوادگی و ربط دادن آنها به یک موضوع کیهانی، قضیه را حل می‌کرد. اما ظاهرا با چیزی بیشتر از یک اپیزود جری طرفیم. چیزی که تا الان به ما ثابت شده، این است که بدون شک بهترین اپیزود‌های فصل سوم تا به الان The Whirly Dirly Conspiracy یعنی همین اپیزود است. شاید Pickle Rick نداشته باشد، اما ظاهر قضیه بزرگتر از یک ماجراجویی بین کهکشانی به نظر می‌رسد. عوض شدن رابطه‌ی بین ریک و جری تا حد زیاد و دادن یک سری آزادی غیر معمول به جری، چیزی نیست که ریک از آن لذت ببرد.

مشخص است از وقتی که سازندگان سریال جری را از خانه‌اش بیرون کرده‌اند، حس خوبی به نبود این کاراکتر در حاشیه‌ی ماجراها ندارند. تا حدی که ریک را قانع کردند تا با جری، که کمترین علاقه به هرگونه همنیشینی با او را دارد، به سفر برود و سعی کند با او رابطه‌ی جدیدی را شروع کند. بعد از سپری کردن سه اپیزود با کمترین حضور پدر خانواده در تصویر، می‌تواند یکی از قسمت‌های اجتناب ناپذیر فصل، بعد از بیرون کردن جری باشد. یا این قضیه، یا اینکه قرار است شخصیت جری اسمیت در روند آینده‌ی سریال، همان روندی را طی کند که شخصیت سامر کرد و به عنوان همسفر جدید، به ماجراهای ریک اضافه شود. که این یکی دست کم، کمی از حقایق همین اپیزود به دور است. حداقل بعد از ابراز نگرانی ریک در همین اپیزود راجع به جری در موقعیت‌های خطرناک، بعید است که به زودی بخواهد جری را به جاهایی که حس می‌کند حتی کمترین خطری وجود دارد ببرد.

شروع اپیزود با روندی سریع به سمت تیتراژ می‌رود و قصد ریک از کشیدن جری لخت، از روی زمین تا وسط کهکشان، را مشخص می‌کند. سفری که جری حدس می‌زند آخرین دیدارش با ریک و همچنان آخرین لحظات زندگی‌اش خواهد بود ولی ناگهان بعد از چند نوشیدنی روی سیاره‌ای که مرگ در آن امری غیر ممکن است، به سفری که هیولای پشمالو جری را به اتاقی پشت دستشویی می‌کشند و داستان مغلوب شدن هم نسلان خودشان توسط نیرو‌هایی که از طرف ریک سانچز پشتیبانی می‌شدند را با او در میان می‌گذارند، تبدیل می‌شود. لابه‌لای همین گیر و دار، جری راه جدیدی برای راحت شدن از دست ریک و مشکلات مربوط به ریک که او را از خانواده‌اش جدا کرده پیدا می‌کند.

تا حد زیادی از قسمت Vindicatorها و دشمن سرسختشان Worldender بهتر بود. ریک مطمئن می‌شود که می‌خواهد از جری و بث به خاطر نقشی که در خراب کردن رابطه‌شان داشته، معذرت خواهی کند و تا جری حس می‌کند که شاید کمی در قضاوت شخصیت ریک عجله کرده، متوجه می‌شود که نقشه‌ی هیولا‌های پشمالو برای کشتنش در حال اجرا است. دیدن اینکه ریک از موضع قدرت خود پایین آمده و نسبت به موجودات اطراف آسیب پذیر شده، موقعیت جدیدی است که سازندگان، ریک را در آن قرار داده‌اند که نشان دهند هنوز کلی راه برای به تصویر کشیدن شخصیت ریک به دور از جلوه‌های ویژه‌ی Mad Max و یا ظهور شخصیت ریک در قالب یک خیارشور متحرک، می‌توان تجربه کرد.

صحنه‌ی کشته شدن دختر بچه به دست فامیلش در رستوران، صحنه‌ی خشنی بود که برای شوخی کردن با یک مساله‌ی کلیشه‌ای، به نظر “زیادی” می‌آمد. اما خوب به نظر دلیل اصلی‌ای که Rick and Morty می‌بینیم این است که سازندگان به جای ساختن اپیزود‌هایی با اسم: ماجرای (اسم قهرمان)، تمام دنیای قهرمان را بازسازی می‌کنند و با خدای آن دنیا شوخی‌های ناجور می‌کنند. دیدن اینگونه شوخی‌ها این حس را به ما می‌دهد که دوباره قرار است جریان سریال حجم بیشتری از چنین جوک‌هایی را در اپیزود‌های بعد شامل شود.

ماجرای سامر و بث در خانه هم با روال خیلی سریعی به سمت فاجعه پیش می‌رفت. سامر با پیدا کردن دستگاه Morphizer ریک، به اصرار می‌خواهد خوش هیکل‌تر بشود و وقتی که حین جراحی کردن خودش دیر عکس‌العمل نشان می‌دهد، به ثانیه‌ای تبدیل به یک سامر غول‌آسا می‌شود. و بیشتر به خاطر عقب نکشیدن بث از امتحان کردن توانش برای ترجمه‌ی کاربرد‌های Morphizer، تبدیل به هیبت یک جنین می‌شود که در آخر خانه را به قصد گرفتن انتقام از دوست پسر قبلی‌اش ترک می‌کند.

تمام صحنه‌های مربوط به خانه بث و سامر را در جایگاه شکننده‌ای از لحاظ روحی قرار می‌داد. تا جایی که در آخر بث، به تماس با ریک قانع نمی‌شود و با کله شقی و با تبدیل کردن سامر به چیزهای مختلف، سعی می‌کند خودش را به بچه‌ها ثابت کند. در آخر هم با یک شکل کردن خودش با سامر، به شکل کاملا نمادین و با متریال درست، نشان می‌دهد که چه بلایی سر وضعیت روحی هر دویشان آمده و چقدر برای جلو رفتن به یکدیگر نیاز دارند. کاملا مشخص بود که مورتی در آخر کاری شبیه انتقام گرفتن از دوست پسر قبلی سامر انجام خواهد داد، ولی خوب مثل اینکه این بار از هر داستان اضافه‌ای خسته شده بود و فقط می‌خواست به دور از گرفتاری‌های ریک کمی در خانه استراحت کند. برای همین تا آخر اپیزود برای این کار، این دست و آن دست کرد.

از تبدیل شدن ریک به یک مسافر پخمه برای مبارزه با تروریسم، تا فرار کردن موجودات خدمات پشتیبانی مشتریان. همه جوک‌هایی راجع به سیستم هستند که خیلی ماهرانه لابه‌لای صحنه‌های درگیری‌ متعدد قرار داده شده‌اند. و صحنه‌ی ورود به سیاه چاله؟ بهترین برداشت و جلوه‌ی تصویری مربوط مسائل فرا دنیوی و سایکدلیک، همه برای زیر سازی جوکی که قرار است باعث بازگشت عقلانیت ریک و نجات تیم دونفره از دست هیولا‌های پشمالو بشود.

خرابکاری ریک در سیاره‌ی موجودات نامیرا و از بین بردن فضای محافظ اطراف رستوران، ریک ترین کاری بود که از ریک در این اپیزود دیدیم. بعد از آن، استفاده کردن از جری به عنوان طعمه برای شکار حیوان دونده در جنگل که ریک از کنترلری مانند دسته‌ی آتاری برای بدست گرفتن مغز جانور و سواری گرفتن از آن استفاده می‌کند. چون اگر ریک نه، پس کی؟

در کل چیزی که از این اپیزود دستگیر ما شد، این بود که جری همچنان عین یک شوخی خواهد ماند و کسی قرار نیست جدی‌اش بگیرد. همینطور این اپیزود قرار نیست چیزی را از این قضیه عوض کند. بلکه کاملا راجع به ریک تلاش‌های او برای پیدا کردن راه حل‌هایی است تا برای جاخالی دادن از زیر مشکلاتش از آنها استفاده کند. خود ریک بهترین توصیف را از این شرایط دارد “مورتی، هفته‌ای بیست نفر برای کشتن من تلاش می‌کنند ولی در آخر من با نصف اونا چت می‌کنم” پس چرا باهوش‌ترین مرد تمام کهکشان باید بگذارد مساله‌ی مرگش باعث توقف ماجراجویی‌هایش شود؟

امتیاز: ۴ از ۵

درباره نویسنده

امیر محسنی

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید